تبليغاتX
ERAGON 7 - چند تا شعر باحال از شل

ERAGON 7

شعرهای شل سیلور استاین – کتابهای تخیلی – سریال جواهری در قصر

چند تا شعر باحال از شل

بابا بیش از حد دور و بر خونه می پلکه

 

بابا بیش از حد دور و بر خونه می پلکه

تلوزیون نگاه می کنه ، ابجو میخوره و اهنگهای پرشور می خونه

هیچوقت سرمون داد نمی کشه

پس یه چیزی باید اشتباه باشه

بابا بیش از حد دور و بر خونه می پلکه

 

بابا فقط میگه زمونه ی بدی شده

بلند میشه قهو ش رو میخوره

و صفحه نیازمندیهارو می خونه

بعد دور خونه می پلکه

شاید هم چمنهارو کوتاه کنه

 

بابا بیش از حد دور و بر خونه می پلکه

دلم می خواد صدای سوت کارخونه رو بشنوم

درست همونطوری که قبلآ صدا می کرد

و شاید صدای سوت ، گرگی رو که پشت در خونه واستاده فراری بده

می خوام صدای سوت اون کارخونه رو بشنوم

 

الان دیگه بابا عادت کرده اخر هفتش رو به تنبلی بگذرونه

مامان می گه چیزی نمونده بابا دیوانه اش کنه

بابا تو اشپزخونه است

اونقدر برو بیا و داد و قال می کنه که صدای همه رو در میاره

 

بابا بیش از حد دور بر خونه می پلکه

دلم می خواد صدای سوت کارخونه رو بشنوم

بابا بیش از حد دور و بر خونه می پلکه

 

 

واق واق

 

واق واق ،

سگ ها پارس می کنن

کولی ها

دارن میان

به شهر

بعضی هاشون لباسهای پاره پوره پوشیدن

و بعضی هاشون لباسهای پشمی

و بعضی هاشون هم

شنل های مخملی .

ازت می خوام

تا به اونایی که

شنل مخملی دارن

نزدیک نشی...

حتی اگه بهت

شیرینی تعارف کردن !!

 

 

نیازمندی

 

کسی می تونه دو تا موش صحرایی شش کیلویی به من قرض بده ؟

می خوام از شر گربه های خونه م خلاص شم .

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 22:18  توسط   |