تبليغاتX
ERAGON 7

ERAGON 7

شعرهای شل سیلور استاین – کتابهای تخیلی – سریال جواهری در قصر

شعر از شل سیلور استاین

کلاه

تدی گفت : "این کلاهه"

من هم سرم گذاشتمش یکراست

حالا بابا می گوید : "این لعنتی

لوله باز کن توالت کجاست ؟"

 

دختر مسخره

وقتی مامانش گفت : "غذا نخور با دست ! "

دختره ی مسخره گرفت نشست ،

بس که شیطون بود و بلا

غذایش را خورد با پا !

 

مبارک باشد

کسی جورابی اویزان نمی کند ،

کلوچه ای نمی پزد ،

و به اسمان نگاه نمی کند

برای دیدن ستاره ی تازه ای

کسی حرف نمی زند از برادری

کسی هدیه نمی دهد به کسی

خلاصه این که درخت کریسمس را

دوست ندارد هیچکس

سه ماه گذشته از کریسمس . . .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 21:32  توسط سینا   | 

خداحافظ تا همیشه

سین

شین

چیه چرا اینجوری نگام کنی ؟سین یعنی سلام

شین یعنی شطولین؟خوفین؟من کی بودم یادتونه دیگه؟یادت نیست؟برو یه دکتر حتما سر بزن دچار فراموشی حاد شدیا .همیشه اسم کنار سینا بود .یادتم نمی اد خوب به من چه ؟ یه راهنماییت می کنم من ابجی سینام .یه مدتی نبودم راحت بودین از دستم حالا چون داداشیم درس داره ()خودم اومدم باپم .البته خوب می دونم کار درستی نیس وسط داستان یهویی عینهو پیام بازرگانی این شکلی یه وری یه وری رژه برم اما خب ناچاریم پول در بیاریم دیگه پیام بازرگانی نذاریم چی کار کنیم

از همه بچه هایی که نظر دادنت هوارتا دونه یه دونه دودونه ممنون(چقد بی مزه)((تا چشمت در اد))

خب حالا من دیگه چی بگم؟(خفه شو اپتو بکن)(نمی خوام)

شما زیاد دیدین داداشی من از شعرهای عمو شبلی اپ کنه اما خوب تا حالا فک نکنم فهمیده باشین این عمو شبلی کیه؟

من یه زندگینامه دو خطی از ایشون می ذارم با چن تا از شعراش مطمئنم خوشتون می اد

شل سیلور استاین هم نویسنده هم شاعر و هم تصویر ساز در 25 سپتامبر 1933 در شیکاگو متولد شد.

در ۱۷ سالگی به طور جدی کارتون را شروع کرده و به قول خودش این تنها چیزی بود که در ان استعداد داشته نوشتن و نقاشی!

         اون گفته:وقتی بچه بودم دلم می خواست بازیکن بیس بال باشم.اما خوشبختانه در بیس بال موفق نشدم.از ناچاری نقاشی و نوشتن را شروع کردم و باز خوشبختانه سبک خاصی برای پیروی نمیشناختم ...پس سبک خودم را پایه نهادم.

آثار سیلور استاین ظاهرا برای کودکان است اما کمی که حواست جمع باشه می بینی عجب شعر باحالیه ها!

به خاطر همین بزرگسالها هم مشتری دائم اون شدند.خودش گفته:دوست دارم مردم در هر سنی در کتابهایم چیزی نو بیابند.

او در 11 می 1999 مطابق با ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۸ از بین ادم بزرگها رفت و کتابهای قشنگش در همه جای دنیا موندند.

اینم از شعراش

من نگفتم این کارو نکن

 

 

 

من نگفتم این کاررو نکن

وقتی چمدونتو بستی که بری

من نگفتم "برگرد پیشم عزیزم بیا یه بار دیگه منو امتحان کن"

وقتی اون از من پرسید که دوستش دارم یا نه

من فقط نگاه کردم

اون رفت و

 من الان اون چیزهایی که نگفتم توی گوشم می پیچه

من نگفتم " منو ببخش چو نصف اشتباها مال من بود"

من نگفتم " ما دوباره سعی می کنیم چون چیزی که ما می خواهیم عشقه

و وفاداری و زمان"

من گفتم " اگه این راهیه که تو می خوای من جلوتو نمی گیرم"

اون رفت و من الان می شنفم همه اون چیزهایی رو که نگفتم.

من نگفتم" پالتوتو بزار کنار الان یه قهوه درست می کنم و با هم صحبت می کنیم

 من نگفتم "راهی که میخوای بری طولانی و تو هم تنهایی و جاده بی انتها"

من گفتم " خداحافظ شانس به همراهت و به سلامت" و اون

منو ترک کرد تا زندگی کنم با همه چیزهایی که تگفتم

من اونو تو بازو هام نگرفتم و

اشکاشو نبوسیدم

من نگفتم" زندگیم بی معنی میشه اگه اینجا نباشی "

من فکر کردم به کارهای که میشه کرد وقتی آزاد باشم

ولی امروز کاری که من می کنم

شنیدن

همه چیزهای که نگفتم است

اینم یکی دیگه از شعراش

زن مو زرد

هی! زن مو زرد همه پولهاتو به جیب می زنه

چشماش ممکنه گرم باشه ولی قلبش حتماْ سرده

سنش که بالا می ره وزنش هم بالا می ره

از زن مو زرد خودتو دور نگه دار!

زن مو سیاه از اشتیاق می سوزه

اما همچین که ازدواج کردین. یهو ازت خسته می شه

از زن مو سیاه خودتو دور نگه دار!

اما زن مو سرخ . جیغ می کشه

خونه رو مرتب نمی کنه. اتاقها رو جارو نمی کنه

وقتی می خوابه خر خر می کنه

خلاصه از زن مو سرخ خودتو دور نگه دار!

اما زن کچل! اون تورو همیشه دوست داره

می تونی با خیال راحت بزنیش. ولی اون پیشت می مونه

چون خودشم خوب می دونه که هیچکس نمیاد بدزدتش

پس زنده باد زن کچل

 

عجب گندی درست کردما من د در رو کنم که داداشیم اومد

بابای همگیراستی صداتون در نیاد این کار من بوداهیسسسسسسسسسسسس

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 16:7  توسط المیرا  | 

شل سیلور استاین دوست داشتنی

1 ) شل سیلور استاین

هرگز به کسی که دوست دارید دوا ندهید

به او مربا بدهید

و به او ارزو یا اسمان بدهید

اما هرگز به کسی که دوست دارید دوا ندهید

چون هر چه به او بدهید

روزی به شما باز خواهد گرداند . . .

"شل سیلور استاین" { بخشی از یک ترانه }

 

2 ) من نه !

خزنده ی ولگرد ، سینه خیز از دریا بیرون امد

او ممکن است هر کسی را بگیرد ،

اما دستش به من نمی رسد ،

نه ! تو مرا نخواهی گرفت ، خزنده ی ولگرد !

ممکن است دیگران را بگیری ، اما مرا . . . . . . ( ای وای کمک ! )

 

3 )کبوتر صلح

خوب گوش کنید بچه ها !

کبوتر نماد صلح است ،

برای همین ما در اینجا یک عالم کبوتر داریم ،

فقط یک چیزی کم داریم و ان صلح است ،

حالا کی می داند "صلح" کجاست ؟

 

4 ) به برق زدن

پگ مسواک برقی اش رو روشن کرد ،

میچ هم گیتار برقی اش رو روشن کرد ،

ریک دستگاه سی دی پلیرشو روشن کرد ،

لیز هم ویدئو اش رو روشن کرد ،

مامان پتوی برقی اش رو  روشن کرد ،

بابا هم تلویزیون رو روشن کرد ،

من هم مو خشکنمو روشن کردم ،

اهااای ! ! ! چراغ هارو کی خاموش کرد ؟

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 20:24  توسط سینا   | 

یه شعر از شل سیلور استاین

عمر 

 

این روزها برف کمی سنگین تر از قبل نمی باره ؟

این روزها پله ساختمونها رو کمی شیب دار تر نمی سازن ؟

شهر از جنبه های زیادی واقعآ در حال تغیره .

عمر .

عمر .

عمر .

جوونها ، بیش از حد رشد می کنن .

و حروف چاپی روزنامه ها ، خیلی خیلی کوچک می شه .

و ادما خیلی اروم صحبت می کنن ، طوریکه به هیچ وجه نمی تونی بفهمی چی میگن .

عمر .

عمر .

عمر .

جک ها به بامزگی لطیفه های قدیمی نیستن .

و دخترها نصف خوشگلی دختری رو که تو خاطرم هست ندارن .

و امروز... می دونی... تو پارک ، یه مرد جوون من رو "پدر جان" خطاب کرد .

عمر .

عمر .

عمر .

اره... دیگه مثل سابق نگران شهرت و موفقیت نیستم .

و چشمم دنبال اون دختریه که لباس ساده و معمولی می پوشه .

و کمی بیشتر از قبل به هر ناز و نوازش و بوسه گرمی دلبستگی پیدا می کنم .

عمر .

عمر .

عمر .

حالا وقتی از یک تپه بالا میرم ، نفسم کمی سنگینی می کنه .

چه خبره ؟ الان زندگی من واقعآ خیلی خیلی پر تر از قبله .

ولی اونا در حال خراب کردن ساختمونهایی هستن که من شاهد ساختشون بودم .

عمر .

عمر .

عمر .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 22:3  توسط سینا   | 

سه تا شعر از شل سیلور استاین

1) شیر

 

این ترانه رو دارم از تو شکم یه شیر می خونم

اینجا خیلی تاریکه .

پس لطفآ اگه صدام نمیاد

یا حرفهام واضح نیست منو ببخشین .

امروز بعد از ظهر کنار قفس همین شیره بودم

ولی متاسفانه خیلی بهش نزدیک شدم .

واسه همین هم این اهنگ رو

از تو شکم این شیره می خونم

راستی اینجا خیلی تاریکه...

و مرطوب...

و تاریک...

و سرد...

وتنها .

 

 

 

2) لیز

 

قد و هیکل درست و حسابی و ریخت قیافه ای ندارم

موهام کم پشته

کمی هم چاقم

و چیزای دیگه

اما ، تعجب نکن که اروم نشسته ام و لبخند می زنم .

لیز دور بر نیکی هالتون می پلکید

و همینطور مایکل تود و وایلدینگ

دور و بر بورتون

مطمئنم که سرغ منم میاد .

اینه که اینجا ، تو داروخونه ، می شینم و منتظر می مونم

قرص و محکم و سرحال

با کسی هم قرار نمی ذارم

فقط می شینم و منتظر می مونم

اخه می دونم سراغ منم می یاد

می دونم یه روز سراغ من میاد !

 

 

 

 

3) پل

 

پل تنها راه تو را برای رسیدن به ان سو کوتاه می کند

راهی به سرزمینهای اسرار امیز که ارزو داری انها را ببینی

راهی از میان چادر کولی ها و بازار مکاره عرب های سرگردان

و جنگل های مهتابی که تک شاخ ها در ان جست خیز می کنند .

بیا با من این راه را طی کن ، بیا با من همراه شو

در راه های پیچاپیچ و عوالم شگفت انگیز .

اما پل تنها راه تو را برای رسیدن به ان سو کوتاه می کند

[پس] اخرین قدم ها را باید به تنهایی برداری .

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 22:20  توسط سینا   | 

چند تا شعر قشنگ از سیلور استاین

1) مادر بزرگ هوبارد

 

مادر بزرگ هوبارد

رفت تا از تو کابینت یه استخون به سگ بیچارش بده .

اما وقتی اونجا رسید

کابینت خالی بود

پس سگ بیچاره چیزی واسه خوردن نداشت !

 

خب فکر می کنین سگ بیچاره چیکار کرد ... !!!!!!!!!!!!!!!

 

 

 

2) غول دریایی

 

وای ، غول دریایی

از اب بیرون اومده ،

ممکنه همه رو بخوره ،

ولی منو نمی خوره .

نه ، تو منو نمی خوری ،

غول پیر !

تو می تونی همه رو بخوری ،

ولی منو نـ...  

 

 

 

3) جک

 

جک فرز بود

جک سریع بود

جک می پرید

از رو شمعدون

تا اینکه بالاخره

شلوارش

اتش گرفت و

بردنش

بیمارستان ،

و ممکنه دیگه هیچوقت

نتونه دوباره راه بره ...

جز با

چوبدستی ...

بنابراین از شمع

و کبریت

فاصله بگیرین !

 

 

 

4) تحقیق

 

اوه ، با چاقو و سیم چین

داس ، شمشیر و چوب بیسبال ،

با چکش ، تبر ، قیچی معمولی ، قیچی باغبونی

تیغ برقی ، اسکنه و نیزه هم امتحان کردم ،

و عزیزانم ، می تونم این رو بگم که

به هر حال گربه رو فقط یک جور می شه پوست کند .

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 22:16  توسط سینا   |